794اين مهم در گرو تجربۀ فردى اشخاص و نه تحت تأثير دستورالعملهاى تجويزى توسط ديگرانى است كه طبق ايدهآلهاى خويش راهكارهايى ارائه داده و مىدهند. در نتيجه، اين معناكاوى پيوندى صريح و بىواسطه را مىطلبد كه شخص از سر نياز واقعى در جهت اتصال با منبع معنا دست به كار شود؛ همان كه نيايش مىنامند.
دعا آرامشبخش دلهاست و همين آرامش است كه در روح و فكر آدمى نوعى انبساط ايجاد مىكند و روح را از حالت خمودگى بيرون مىآورد و به حركت وا مىدارد و روحيۀ دلاورى و قهرمانى به دعاكننده مىبخشد. دعا به انسان متانت در رفتار، انبساط و شادى درونى، استعداد پيروزى، و استحكام در استقبال از حوادث مىدهد و بدان وسيله آدمى توجه زيادى به منشأ معناى وجود پيدا مىكند و مانند ساير عبادات اثر تربيتى دارد. دعا روح ايمان را در نفوس برمىانگيزد و انسان لذت ارتباط با خداوند را درك مىكند، انسان را متكى به خدا و مستقل از غير او مىسازد و از اتكاى به ديگران بىنياز مىكند. دعا حب الهى را در دل رسوخ مىدهد و نفس را از مشغلههاى بيهوده رهايى مىبخشد و چراغ اميد را در قلب و دل انسان روشن مىسازد. دعا كشش بندۀ ضعيف و نيازمند به سوى خداوند كريم و تواناست. دعا كليد و وسيلۀ قرب الهى، لبّ عبادت و مغز و اساس طاعات و حيات روح است. دعا موجب نزول بركات و شرح صدر در انسان مىشود. دعا چراغ جان است؛ جانها را بر افروزد و زبانها را معطر مىسازد.
آرى دعا در فرد و اجتماع اثر سازنده و حياتى دارد. آنان كه به درگاه الهى نيايش نمىكنند، همواره زير پوشش بازتابهاى روانى و اجتماعى قرار مىگيرند. دعا اطمينانبخش دلها و فضيلت هر انسان خداجو است، دعا سدى در برابر گناه و انحراف و در يك كلام، عامل معنابخش به حيات انسانى است؛ همان كه كلام وحى بدان اشاره دارد: