795
«قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزٰاماً»؛ 1 بگو پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد. (شما آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد.
اين آيه آخرين آيۀ سورۀ فرقان و در حقيقت نتيجۀ تمام سوره است. گرچه از دعا در اين جا معانى متعدد استنباط مىشود، ولى ريشۀ همۀ معانى به يك اصل باز مىگردد، مفهوم آيه چنين است: آنچه به شما ارزش و بها مىدهد همان توجه به پروردگار است.
به راستى وقتى انسان توجه خود را يك سره معطوف به درگاه الهى مىكند و روى به ساحت مقدس او مىآورد، همچون آيينهاى كه در برابر تابش آفتاب قرار گيرد، انوار فيوضات الهى را به تناسب استعداد و آمادگى خود دريافت مىكند و آثار آن را منعكس مىگرداند، هر اندازه دل از تيرگىها و آلودگىها منزه و به صفا و پاكى نزديكتر باشد، به همان اندازه قدرت دريافت انوار ازلى معبود در او افزونتر و در نتيجه احساس خويشتن در كنار حامى قدرتى بىانتها، چون خداوند، تنهايى و بىكسى عامل اضطراب زايل مىشود و چنان لذتى از ناحيۀ گسست از خلق به خالق وجود آنان را فرا مىگيرد كه هيچ لذتى را بر اين لذت مقدم نمىدارند، اين است كه گفتهاند: تو گر لذت ترك لذت بدانى دگر هيچ لذت، تو لذت ندانى
از اينرو در آموزههاى اخلاقى اديان الهى، به ويژه آيين اسلام، به منظور تأمين آرامش درونى و اجتناب از اضطراب و نگرانىهاى ناشى از دور افتادن از منبع قوى حمايتى همچون اقتدار مطلق الهى كه درك لذت واقعى را در پى دارد، بر پيوند مخلوق بر خالق از رهگذر نيايش تأكيد گرديده است. نيايشگران در پرتو احساس چنين لذتى به يك باره به چنان درك معنايىِ مشتركى مىرسند كه هيچ ساز و كار دست