785مثبت زيارت بر سلامت روان بود(46).
Morris (1982) در پژوهشى كه در ارتباط با تأثير زيارت روى اضطراب، افسردگى، و نگرشهاى مذهبى انجام داد، وضعيت 124 بيمار مبتلا به مشكلات جسمانى را در دو مقطع زمانى 1 و 10 ماه بعد از زيارت بررسى نمود، مشخص ساخت زيارت بر كاهش اضطراب و افسردگى مؤثر بوده و اين اثر حداقل تا 10 ماه بعد از برگشتن از زيارت تداوم دارد (44).
نتايج مطالعات انجام شده توسط معتمدى (1384)، Krause (2004)، Coke (1992)، Myres (2000)، سرگلزايى (1380)، شجاعيان (1381)، آليانى (1383)، Levin (1996)، Braam (2004)، Nisbet (2000)، Hult0n (2002)، Abbotts (2004)، Milstein (2003)، Baetz (2004)، Jarvis (2005)، Bosworth (2003)، Schapman (2002)، Maltby (1999)، Ho (1995)، Nonnomaker (2003) كه آثار نماز، دعا، شركت در مراسم و يا تشكلهاى مذهبى، رفتن به مسجد، يا كليسا را بر برخى از شاخصهاى سلامت روان بررسى نمودند؛ در راستاى مطالعۀ حاضر مىباشد (49،48،13،15،8،23،14،36،34،33،42،27،26،25، 22،21،19،17،35،3). در مطالعۀ Lowis (2005) در سالمندان كشور انگليس، ارتباط بين فعاليتهاى مذهبى سازماندهى شده (مثل شركت در مراسم كليسا) و سازماندهى نشده (مثل خواندن كتابهاى مذهبى و نماز خواندن به صورت فرادى) با رضايت از زندگى به عنوان يكى از شاخصهاى بهداشت روان، در حد بسيار ضعيف گزارش شد كه از نظر آمارى معنى دار نبود(50). در پژوهش محتشمى پور (1382) نيز كه با هدف بررسى رابطۀ نماز با ميزان افسردگى در دانشجويان دانشكدۀ پيراپزشكى و بهداشت دانشگاه علوم پزشكى مشهد انجام شد، بين نماز خواندن با افسردگى ارتباط آمارى معنىدار مشاهده نشد. با اين حال مشخص شد مرتب نماز خواندن، ميزان افسردگى را كاهش مىدهد(2). در ارزيابى علت تفاوتهاى جزيى مشاهده شده توجه به مشخصات