783
)40/0 \p( يعنى تشرف بيش از يكبار در طول سال به زيارت مقبرۀ امامان بر نمرۀ QHG اثر منفى و در اصل بر وضعيت سلامت روان اثر مثبت دارد.
شيوع عدم سلامت روان در افرادى كه از آخرين تشرف آنها به زيارت حرم امامان در طول يكسال گذشته 3 ماه سپرى شده بود، بيشتر بود؛ ولى اين اختلاف نيز از نظر آمارى معنى دار گزارش نشد.
تقريباً همه در طول يكسال گذشته به زيارت مقبرۀ امامزادهها رفته بودند(131 نفر) و ارتباطى بين رفتن به زيارت امامزادهها و سلامت روان يافت نشد. با اينحال بين تعداد دفعات تشرف به زيارت امامزادهها در طول سال گذشته با سلامت روان ارتباط معنىدار وجود داشت؛ به طورى كه تعداد دفعات تشرف در گروه مشكل دار كمتر بود ( 50/0 \p ) به علاوه سپرى شدن 3 ماه يا بيشتر از آخرين تشرف به زيارت امامزادهها در طول يك سال گذشته، شانس بروز عدم سلامت روان را 3/18(8/26-1/23) برابر افزايش مىدهد.
بحث
شيوع عدم سلامت روان در افراد مورد بررسى 23/7% (30/91 - 16/5) بود. در مطالعۀ محمدى و همكاران در ايران، اين عدد در سال 1380 در زنان بالاى 18 سال با پرسشنامۀ SDAS 23/4 % (24/45 - 22/35) و در مطالعۀ پالاهنگ و همكاران در سال 1374 در زنان بالاى 15 سال ساكن مناطق شهرى كاشان با ابزار 82-QHG ,R-¦¦¦-MSD و مصاحبۀ بالينى 31/5% گزارش گرديده است(5،4). احتمالاً تفاوت در مقطع زمانى مورد بررسى، وضعيت متغيرهاى دموگرافيك؛ شيوۀ انتخاب نمونه، و نوع ابزار غربالگرى از عوامل مهم ناهمگونى نتايج مىباشند.
اين مطالعه نشان داد كه بين ميزان تقيد به رفتن به زيارت بقاع متبركه، فاصلۀ زمانى بين سفرهاى مذهبى درون شهرى، تشرف به زيارت مقبرۀ امامان در داخل يا خارج از كشور در طول يكسال اخير، تعداد دفعات تشرف به زيارت امامزادهها در طول