746در كل يافتههاى اين پژوهش نشان مىدهد كه زيارت دينى تأثير بيشترى در خصوص كاهش علايم روانشناختى افراد داشته و در كاهش علايم جسمانى منفى افراد تأثير زيادى نداشته است. در ضمن سفر سياحتى نيز در كاهش علايم روانشناختى گروه سياحتى با مقايسۀ نمرههاى پيش آزمون و پس آزمون تأثير داشته، اما تفاوت موجود معنادار نبوده است. يعنى پس از بازگشت از سفر، سلامت روانى افراد تا حدودى بهتر شده بود، اما تفاوت برخلاف گروه زاير معنادار نبوده است.
بر مبناى يافتههاى اين پژوهش مىتوان اظهار داشت: افرادى كه عازم سفر زيارتى هستند در مقايسه با افراد گروه سياحتى، هم قبل از سفر از سلامت روانى بالاترى برخوردار بودهاند و هم اينكه سفر زيارتى در مقايسه با سفر سياحتى باعث بهبودى و افزايش سلامت روانى افراد زاير شده است. اين يافتهها كه زيارت، سلامت روانى افراد را به طور معنادارى افزايش داده، به ويژه با كاهش اضطراب و افسردگى و با افزايش سازگارى اجتماعى به بهداشت روانى افراد كمك كرده است. در راستاى تحقيقات پارگامنت و ماتون؛ 1992، نيس و وينتراب؛ 1995 و موريس؛ 1983 بوده است، يعنى شركت در مناسك دينى و زيارت باعث كاهش اضطراب، عصبانيت و اختلالات روانى مىگردد.
شايد بتوان اثربخشى زيارت را از منظر روانشناختى مطابق نظر كوئينك و همكاران (1981) اينگونه تبيين كرد كه زايران با احساس نزديكى به خدا در مراسم زيارت و همچنين تخليۀ هيجانى، به احساس آرامش درونى بيشترى دست يافته و اعتماد و اطمينان آنان به يارى و كمك خداوند افزايش مىيابد. لذا با استعانت از رحمت الهى در حل مشكلات خود، اميدوارتر مىشوند و نگرش آنها در برخورد با استرسها تغيير كرده و اين تغيير نگرش نيز به شكل مثبت باعث بهبود خُلق و خو و سلامت روانى آنها مىشود.