743يافتههاى وى افراد ديندار، خودكارآمدى بالايى دارند و خودكارآمدى بالا نيز به افزايش عزت نفس منجر مىشود و آن نيز اعتماد به نفس را در فرد تقويت مىكند و اين هم به نوبۀ خود در بهداشت روانى فرد مؤثر واقع مىشود.
به نظر بندورا (1986) خود كارآمدى يكى از دو ركن سلامتى عزت نفس است و افراد با خودكارآمدى بالا اعتقاد دارند كه مىتوانند هر كارى را براى رسيدن به هدفى انجام دهند. وى معتقد است: افراد درمانده در حل مشكلات، آنهايى هستند كه به توانايىهايشان اطمينان نداشته و تلاششان كمتر بوده و يا كاملاً دست از تلاش برداشتهاند. در مقابل افرادى كه از حس خودكارآمدى بالاترى برخوردار هستند، تلاششان را تا غلبه بر موانع افزايش مىدهند. 1
آلن برگين(1991) نيز يكى از پژوهشگرانى است كه طى پژوهشهاى ده ساله (1980-1991) با عنوان نقش ارزشها و آموزههاى دينى در رواندرمانى و ارتباط با بهداشت روانى به ضرورت بهكارگيرى موضوعات ارزشى و دينى در آموزشهاى بالينى و آموزشهاى بيماران تأكيد مىكند. 2
نقش زيارت در بهداشت روانى
بعد از طرح مباحثى در مورد اديان و مذاهب و نقش آنها در بهداشت روانى، اختصاصاً به موضوع زيارت به عنوان يكى از مناسك اديان، خصوصاً دين مبين اسلام و نقش آن در تزكيه و تهذيب نفس و بهداشت روانى مىپردازيم.
زيارت يكى از اعمال و مناسك دينى است و به عنوان يك تجربۀ فردى در ارتباط با خداوند تلقى شده و در دين توحيدى اسلام جايگاه ويژهاى دارد. با بررسى ادبيات پژوهشى موجود درمىيابيم كه رفتارهاى دينى مثل زيارت و عبادت در نزد مسلمانان