737خود پنداره و عزت نفس قابل آموختن است. اين موضوع مسئوليت متوليان تربيتى و پرورشى كودكان را سنگينتر مىكند. تمام مسايلى را كه فرد دربارۀ خود مىداند و نگرشى كه به خود دارد، ريشه در تجارب گذشتۀ تربيتى فرد دارد. در زمان طفوليت اين تجارب تا اندازۀ زيادى منحصر به روابط خانوادگى است، ولى بعدها يعنى در مراحل بعدى رشد، نقش روابط اجتماعى، گروه همسالان افراد مورد علاقه و مدرسه نيز در رشد خود پنداره و عزت نفس كودكان بيشتر مىشود.
خود پنداره، هميشه در حال تغيير است، زيرا بر اثر روابط مداوم شخص با محيط تصوير او از وجود خودش در معرض تغيير قرار مىگيرد. اين تغييرات در دوران كودكى بسيار زيادتر از دوران بزرگسالى است. كودكانى كه در خانوادههاى صميمى و با محبت رشد مىكنند و در آن احساس ايمنى وجود دارد و افراد بزرگتر هم در حل مشكلات آنها پشتيبان كودك هستند، اين چنين كودكانى مىتوانند تصور مثبت و با ثباتى از خود داشته باشند. و به راحتى با مشكلات روبهرو مىشوند، بدون اينكه استرس، تشويق و اضطرابهاى ناخوشايندى را تجربه كنند. به نظر متخصصان بهداشت روانى، نياز به پيشرفت و ميل به موفقيت، واقعبينى، از جمله ويژگىهاى افراد با روان سالم مىباشد. 1
رابطۀ احساس ارزشمندى و ايمنى با بهداشت روانى
احساس ارزش، درجۀ تصويب، تأييد، پذيرش و ارزشمندى است كه شخص دربارۀ خويشتن احساس مىكند. اين احساس ممكن است در مقايسه با ديگران و يا مستقل از آنها باشد. همزمان با زندگى اجتماعى، نياز به احساس ارزشمندى به نحو سالم و متعادل آن در انسان به وجود مىآيد و براى نگاهدارى سلامت و تعادل روانى و حتى تعامل وجود او بسيار ضرورى است. اگر بر اين نياز خللى وارد شود، احساس