735جورج البى (1982) از پيشكسوتان بهداشت روانى با ارائۀ مدلى كوشيد تا مفاهيم پيشگيرى از شيوع بيمارىهاى جسمى را در مورد اختلالات روانى به كار برد. به نظر البى كاهش از استرس و افزايش سه عامل 1. مهارت سازگارى، 2 . عزت نفس، 3 . و گروههاى تقويت كننده در مخاطبان، منجر به كاهش شيوع اختلال روانى مىگردد.
اين امر بهويژه در مورد كودكان و نوجوانان و جوانان مصداق بيشترى دارد.
از نظر نومى رى گرانت (1983) روانپزشك و متخصص كودكان و نوجوانان نيز مىتوان با گسترش روشهاى پيشگيرانۀ مداخله كننده در سطوح خانواده و اجتماع، از شيوع ناهنجارىهاى روانى در جامعه جلوگيرى كرد. 1
اصول بهداشت روانى
براى دستيابى به هدف اصلى بهداشت روانى - كه پيشگيرى است - بايد محيط فردى و اجتماعى مناسب را براى افراد مهيا كرد. از نظر متخصصان اين حوزه، اصول اساسى بهداشت روانى به شرح ذيل است:
1 . احترام فرد به شخصيت خود و ديگران.
2 . شناختن محدوديتها در خود و افراد ديگر.
3 . دانستن اين حقيقت كه رفتار انسان معلول عواملى است.
4 آشنايى به اينكه رفتار هر فرد تابع تماميت وجود اوست.
5 . شناسايى نيازها و محركهايى كه سبب ايجاد رفتار مىشود.
بنابراين احترام به خود و ديگران (عزّت نفس)، شناخت محدوديتها، فهم رفتار و عوامل ايجادكنندۀ آن، ارادى بودن رفتارها، يا تابع فردى بودن آن و پى بردن به نيازهاى اوليۀ بشر از ملزومات وجود بهداشت و تعادل روانى در افراد است. در واقع شخصى كه اين اصول را بفهمد و بپذيرد، مسلماً واقع بينانه با مشكلات زندگى مقابله