1112
ب) زاير
پس از سفر پر از رنج و مرارت پرندگان، شاهد ديگرى كه دال بر تحقق فرايند دگرگونى در آنهاست، همگنى ايشان با كسانى است كه در سرزمين مقصد حضور دارند، يعنى در حضرت ملك سيمرغ و همين مطلب، حضور نماد ديگرى را در اين داستانها نشان مىدهد كه نماد «زاير» است.
مقولۀ سنخيت كه در نمادگرايى زاير 1 قابل طرح است با نماد سفر كه پيش از اين مطرح شد و نيز بن مايۀ آن يعنى طلب كه در رسالة الطيرها جايگاه ويژهاى دارد، پيوند اساسى خورده است. زاير «نمادى مذهبى در ارتباط با وضعيت انسان در زمين است كه آزمونهاى خود را به انجام رسانده تا به لحظۀ مرگ در سرزمين موعود يا بهشت گمشده برسد. اين واژه به معنى انسانى است كه خود را در جايى كه زندگى مىكند غريب احساس مىكند و در آنجا تنها گذر عمر مىكند و به دنبال مدينۀ فاضله است.
اين نماد نه تنها ويژگى زود گذر تمام وضعيتها، بلكه وارستگى درونى نسبت به حال و پيوستگى به اهداف دور و طبيعت است». 2 پرندگان رسالة الطيرها، زايران طالبى هستند كه پا در اين سفر زيارتى گذاردهاند تا به آغوش سيمرغ پناه ببرند؛ چرا كه از دست دادن موانعى كه پيش از اين تنها دوست داشتنى و عزيزترين چيز براى آنان در زندگيشان بود، حال مىطلبد تا عشق برترى را جايگزين خود سازد و اين عشق، با تجربۀ زايرانۀ آنهاست كه محقق مىشود و سنخيت، كليد حل اين معماست، زيرا:
«زاير با حضور در زيارتگاه به جست و جوى هم ذات شدن و متجانس شدن با كسى است كه اين محل را نامآور كرده است». 3 آيا اين همان سيمرغ يا مادر يا پناهگاه موعود نيست؟
الف) ابن سينا در داستان خود اين همگنى را به اين صورت بيان كرده است: «چون