1091
چهره را ساييدهام بر درگه شمس الشموس
(محمود احمدى، همدان، گنجينه فرهنگ مردم) خواهى اگر اى دل كه شود مشكلت آسان
چاوش و چاوشخوانى
در فرهنگ مردم ايران، چاوشخوان كسى است كه در سفرهاى زيارتى(پيش يا پس از سفر يا در هنگام سفر) با خواندن اشعار و آوازهاى مهيج و مناسب، وظيفۀ تشويق و ترغيب و همراهى مسافران و نيز تذكر به آنها و حفظ شئون سفر براى كاروانيان را بر عهده دارد. هرچند واژۀ چاوش يا چاووش در گذر زمان دستخوش تحول معنايى شده است، اما كاربرى آن همواره در پيوند با مراسم و تشريفات و سير و حركت بوده است، به ويژه در دورههاى اخير كه چاوش به عنوان يكى از عناصر اصلى سفرهاى زيارتى و كاروانى، نقش برجستهاى ايفا مىكرده است.
هنوز هم كم و بيش در شهرها و روستاهايى كه سنتهاى سفر تا اندازهاى پايدار مانده است، چاوشان به عنوان «مناديان سفر» و «مغنيان نواخوان» در سفرهاى زيارتى مسئوليت ارتباطى و نقش فرهنگى ويژهاى به عهده دارند. بنا بر اسناد فرهنگ مردم، سابقاً هر يك از محلات داراى يك يا چند نفر چاوشخوان بود كه در تمام طول سال،