1078اهالى، انجام استقبال و همراه با آن چاووشخوانى دوباره، ذبح گوسفند، ديدهبوسى، زيارت قبولى و بالأخره برپايى سفرۀ وليمه، آداب انتهايى اينگونه سفرها بود كه با تقديم هدايا و سوغاتىهاى متبرك از سوى زاير به اوج خود مىرسيد و مرحلۀ پيوند دوبارۀ زاير با خانواده خود، پس از دورهاى از فراق و جدايى موقت به شمار مىرفت.
پس از آن، زندگى عادى و روزمره آغاز مىشد. با اين تفاوت كه شخص زاير هويت جديدى يافته بود و در ارتباطات اجتماعى لقب جديدى چون حاجى، كربلايى و يا مشهدى داشت. بنابراين، در چرخهاى از جدايى و پيوند، زاير علاوه بر بهرۀ معنوى از سفر زيارتى، جايگاه معنوى خاصى را نيز نصيب خود مىكرد.
جلوههاى زيارت در فرهنگ مردم
سفرهاى زيارتى با عشق و آرزومندى و با پسانداز مختصر انجام مىشد. چه بسا افراد با صرفهجويى در زندگى روزمره، پسانداز چند سال خود را به اين قبيل سفرهاى زيارتى اختصاص مىدادند. در ابتدا تأمين مخارج سفر براى سفر زيارتى حج «مستطيع شدن» از الزامات سفر مكه است. در دستجرد گلپايگان اگر يك نفر ثروتش به اندازهاى شود كه بتواند به زيارت خانۀ خدا برود، مستطيع مىشود. زايرين سيوند فارس كه قصد زيارت خانۀ خدا را داشتند و جواز سفر دريافت كرده بودند به ترتيب زير آماده مىشدند: آنها به محض دريافت جواز، سهميۀ خمس و زكات مال خود را جدا مىكردند و به سادات و فقراى محل مىپرداختند. سپس بدهى و حساب خود را با طرف حسابهاى خود تسويه كرده، اگر با كسى كدورت و يا قهر بوده، حتى اگر كوچكتر از خودش بود، با او صلح و سازش مىكرد. آنگاه وسايل اياب و ذهاب و حتى مخارج بازگشت خود را معيّن و يك نفر از فرزندان بزرگ، عيال يا داماد خود را وكيل مخارج بازگشت خود مىكرد و دستورات لازم را به او مىداد. در عين حال وصيتنامۀ خود را تجديد مىكرد و دست عيال يا شخص مورد اعتماد ديگرى مىداد. 1