1031«صورت واقعى حج، سيرت واقعى و حقيقت زاير را مىسازد... حج، انسانساز است و اگر كسى حاجى راستين و واقعى نبود، انسان نيست».
(جوادى آملى، عرفان حج)
ارزندهترين رهآورد اين سفر براى زايران، مصفى گرديدن قلب و نزديكى به حضرت دوست است و اين پيامد چنان ارزشمند است كه زايرِ عارف براى آن دستافشان مىگردد و جان به مهمانى جانان بردن را بر خود فرض مىشمارد.
«تا به لب جام مىآن ترك مىآشام آورد/ از لب جانبخش خود جان بر لب جان آورد»(ملك الشعراى بهار، در منقبت اميرالمؤمنين عليه السلام )
«قبلۀ هفتم رضا، شاهى كه خاك درگهش/ مرده را روح و روان در هفت اندام آورد»
(ملكالشعراى بهار، در منقبت امام رضا عليه السلام )
«بخت كو تا آيم در آستانت جا كنم/ رو به جنت پشت بر دنيا و ما فيها كنم»
(محتشم كاشانى، در منقبت امام رضا عليه السلام )
نتيجهگيرى
خلق اثر هنرى و بيان نثر و نظم در باب زيارت اماكن مقدس اسلامى، از همت والاى هنرمندان سالكى است كه از اين طريق، آرام جان جستهاند و قرار دل يافتهاند و خود را در معرض انوار قدسى كرامت حضرت ربالعالمين قرار دادهاند و اين تنها عاملى است كه آثار اين هنرمندان را ارزش مىبخشد و ماندگارى آنها را رقم مىزند، ورنه ظرف محدود وجود بشر كجا و پرداختن به مقولات ماورايى انديشۀ او كجا! سر منزل فراغت نتوان ز دست دادن اى ساربان فروكش كاين راه كران ندارد
در واقع خلق اثر هنرى در باب زيارت، بهانهاى است براى برقرارى ارتباط با انوار قدسى آنها كه آدمى با زيارتشان، دل را جلا مىبخشد و جان را آينهدار ولايت ايشان مىگرداند و اين بهانه براى هزار رفتن و پوييدن كافى است.