82از خصوصيات دمشق كه در كمتر ديارى ديده مىشود، كثرت نهر و قنات و فراوانى آب است كه از هر باغ و بستانى گذر كنى، آب در آن مشاهده مىنمايى كه از لولههايى بر حوضچهها مىريزد و روان مىشود و مردم از آنها مىنوشند و بهرهمند مىشوند. دمشق ماهورى است كه كوههاى بلند آن را در برگرفته است. 1
ابن واضح كاتب يعقوبى مىنويسد: دمشق شهرى است با شكوه و كهن و آن، از جاهليت و پس از ظهور اسلام، مركز شام بوده است. ابوعبيدۀ جرّاح در سال چهارده هجرى، پس از گذشت يك سال از محاصرۀ آن، از باب الجابيه، به عنوان صلح داخل شهر شد و خالد بن وليد از دروازۀ شرقى با جنگ و پيكار، آن را فتح كرد ليكن ابو عبيده به صلاحديد عمر بن خطّاب، صلح را به تمام شهر تعميم داد. 2
حمداللّٰه مستوفى مىنويسد: دمشق از اقليم چهارم است. در اوّل، ارم بن سام بن نوح عليه السلام بر آن باغى ساخت آن را «باغِ ارم» خواندند. ذكرش در جهان مشهور است و به خوشى ضربالمثل بوده است. پس شداد بن عاد بر آن موضع عمارت فراوان افزود چنانكه بهشت و دوزخ ساخت. آن را «ارم ذات العماد» گفتند. و مصدِّق اين معنا، كلام خداوند متعال است كه فرمود: «إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ اَلَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِي الْبِلاٰدِ» 3 بعد از آن بنىاميه بر آن عمارت فراوان افزودند، دور آن شهر غوطه و هوايش