66«و كسى جرأت ردّ حكم و مشيت خدا را ندارد.»
سؤال ششم: محمد بن نصير فهرى نميرى و حسين بن حمدان خصيبى و ابوالقاسم سعيد بن ميمون طبرانى سه شخصيّتى هستند كه به نحوى به علويان مربوطند. اخبار راجع به ابن نصير اندك و ضد و نقيض است.
مصادر و منابع شيعى هم دربارۀ خصيبى مشعر به فساد مذهب اوست و ميمون طبرانى جانشين خصيبى در زعامت دينى علويان، وضعى بهتر از آن دو ندارد و ميمون نام يهودى است و طبرانى منسوب به طبريه است كه در طول تاريخ مركز لاهوت عبرى بوده، نتيجۀ اين سؤال معلوم است نظرتان را در اين مورد بفرماييد.
جواب: هرچند كه در سؤال، پيشداورى وجود دارد و برخى مسائل اختلافى، قطعى و مسلّم انگاشته شده و باز در سؤال ايهام تشابه علويان با مسيحيان و يهوديان وجود دارد كه در آن، خط سياه استعمار هويداست با اين حال به پاسخ مبادرت مىشود.
راجع به ابو شعيب بايد گفت اگر چه كلام علما دربارۀ ايشان اندك و احياناً ضد و نقيض است، ولى كافى است اين نكته را از نظر دور نداريم كه وضع اجتماعى زمان امامان معصوم، وضعى بحرانى و ويژه بوده و برخورد امامان با ياران خود، يكسان نبوده است. گاهى براى نجات جان اصحاب خاصّشان، برخوردهايى كه دلالت بر سرزنش و نارضايتى نسبت بهايشان مىكرده، سر مىزده و سخنانى نامطلوب مىفرمودهاند و مىدانيم كه مراتب ياران و شاگردان آن امامان معصوم برابر نبوده است. آنان به «عاموخاص» و «خاص الخاص» رده بندى مىشوند و اين قصه دراز است و مجال بحث محدود، كه گاهى امام دربارۀ خواص اصحابش سخنى