95
بىآب و علف در جوار خانۀ مكرّم تو اسكان دادم پروردگارا ! تا نماز را بهپا دارند. پس دلهايى از مردم را به سوى آنها مايل گردان و از ميوهها روزيشان ده تا شكر گزارند؛ پروردگارا ! بىگمان، هرچه را نهان كنيم يا عيان كنيم تو مىدانى و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پنهان نمىماند.»
در اين آيات، به بخشى از زندگى توحيدى حضرت ابراهيم مىپردازد كه او از خدا تقاضا كرد مكه را خانهاى امن براى مردم قرار دهد و خاندان او را از شرك برهاند. او به حكم خدا هاجر و اسماعيل را در حرم الهى ساكن نمود و از خدا خواست آنها را بر پا دارندۀ نماز و دين توحيدى گرداند.
در اين آيات گوشهاى از سرگذشت ابراهيم و درخواستهاى او را بيان كرده، مىگويد: آنگاه كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر (مكه) را سرزمين امن و امان قرار ده؛ «وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» و من و فرزندانم را از اين كه بتها رابپرستيم كنيم برحذر دار؛ «وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ » .
پروردگارا! اين بتها بسيارى از مردم را گمراه كردند؛ «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النّٰاسِ » . بارخدايا! من همه را به سوى تو دعوت مىكنم؛ پس هر كه پيروى كند از من است و هر كه سرپيچى كند تو آمرزنده و مهربانى؛ «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصٰانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » يعنى حتى اگر فرزندان من به شرك رو آورند از من نيستند.
اين آيات بخش هايى از زندگى حضرت ابراهيم عليه السلام را در بر مىگيرد.
از اين رو براى روشنتر شدن اين آيات، نخست شرح حال مختصر آن