64است، گرچه شخص اقرار به توحيد و معاد داشته باشد. 1
اين آيه ناظر به يكى از حوادث مهم جنگ احد است. آنگاه كه در بحبوحۀ جنگ، ناگهان صدايى برخاست كه محمد كشته شد! اين امر درست زمانى بود كه مردى به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله سنگى پرتاب كرد و پيشانى و دندان مبارك آن حضرت صلى الله عليه و آله را شكست و خون چهرۀ آفتاب را گرفت.
در اين هنگام دشمن مىخواست ايشان را به قتل برساند كه مصعب بن عُمَير، يكى از ياران پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خود را سپر حملات قرار داد و به شهادت رسيد و چون به پيامبر صلى الله عليه و آله شباهت زيادى داشت، دشمن پنداشت كه پيامبر كشته شده است و اين خبر در ميان لشكريان پيچيد.
انتشار اين خبر، روحيۀ مسلمانان را تضعيف و در ميان آنها تزلزل ايجاد كرد. منافقان گفتند: اگر او پيامبر بود كشته نمىشد! برخى گفتند: اگر پيامبر ادارۀ امور جنگ را به ما واگذار مىكرد، شكست نمىخورديم. 2 لذا جمع زيادى به سرعت از ميدان جنگ گريختند و عدّهاى سست ايمان به اين فكر افتادند كه از اسلام برگردند و به واسطۀ عبداللّٰه بن ابى، از سران كفر امان بگيرند! 3 اما در مقابل آنها، اقلّيّتى پاك باخته، چون علىبن ابىطالب عليه السلام و برخى از ياران راستين پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را به پايدارى خواندند.
انَس بن نضر، فرياد برآورد: اى مردم، اگر محمد صلى الله عليه و آله كشته شد، خداى او كه زنده است. در راه اهداف او بجنگيد و به شهادت نايل شويد. پس از