49
ماجراى تغيير قبله
«قَدْ نَرىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا يَعْمَلُونَ » . 1
«ما توجه تو را به آسمان [ به انتظار فرمان تغيير قبله] مىبينيم، پس به يقين تو را به جانب قبلهاى كه خواهان آن بودهاى بر مىگردانيم. پس اكنون روى خود را جانب مسجد الحرام بگردان و شما (مسلمانان ) نيز هر جا هستيد، روى خود بدان سو كنيد. و البته اهل كتاب به خوبى مىدانند كه اين حكم درستى است و از جانب پروردگارشان صادر شده و خدا از آنچه مىكنند بىخبر نيست.»