209
حالا از حوله در مىآييم يا احرام؟
آنچه در پايان انجام مىشود، تقصير است وآنگاه خروج از احرام.
چند قلم از چيزهايى كه حاجى بر خود حرام كرده بود، حتى اعمال مباحى كه ممنوع كرده بود همه پايان مىيابد.
آنچه پيام است و بايد به عنوان اثر ماندگار با ما همراه باشد و ذوق عرفانى، به ما پيشنهاد مىكند اين است كه گفته شود: خداى من! اكنون من در حقيقت از حولۀ احرام درآمدم نه از احرام!
حديث: امام صادق عليه السلام فرمودند: هر چيزى كه تو را از ياد خدا مانع شود و از طاعت وى بازدارد بر خود حرام كن. 1
«تقصير» چيست؟
وقتى هفت شوط صفا و مروه تمام شد، مُحرِم مقدارى از موى سر و يا ناخن خود را كوتاه مىكند؛ يعنى آن را مىبرد و دور مىاندازد. حاجى در اينجا امرى معنوى را به صورتى محسوس، به خود تلقين مىكند و مىگويد: خدايا! من اين موى سر و اين ناخنى را كه جزو وجود من است بريدم و به دور انداختم واين علامت آن است كه آنچه از كراهتها و تعلّقات ناپسند درونى در من وجود دارد، همه را از خود بريدم و به دور انداختم. يكى از معانى احرام همانا بريدن و اجتناب است. آرى! من بر حقيقت احرام، كه بريدن از زشتىها و گناهان است، همواره باقى مىمانم، من تا پايان عمر دربارۀ آنچه از مُحرَّمات و مكروهات مؤكد و آنچه از