193خاص خود را داشت. او ابتدا به جمع ستارهپرستان درآمد و پس از مدتى به آنها گفت: ماه بزرگتر و روشنتر است. شما اگر ستاره را براى جِرم و نورش مىپرستيد، ماه از اين لحاظ اولويت دارد وبه همين ترتيب خورشيد را ترجيح داد و در نهايت گفت خورشيد هم غروب مىكند و من چيزى را كه غايب شود دوست ندارم و نمىپرستم و آن خدايى را كه خالق همۀ اينها و آفريدگار من و شماست بندگى مىكنم.
با وجود زشتى قربانى انسان! چرا ابراهيم عليه السلام به آن مأمور مىشود؟
بهطورى كه گفتيم، قابل توجه است كه خدا شيوۀ تبليغى حضرت ابراهيم عليه السلام را كه اول با ستاره پرستان همصدا شد و سپس عيوب عقايدشان راگفت و هدايتشان كرد به عنوان تعليم الهى دانسته، مىفرمايد: ما اين حجت را به ابراهيم داديم كه بر قوم خود به كار برد؛ «وَ تِلْكَ حُجَّتُنٰا آتَيْنٰاهٰا إِبْرٰاهِيمَ عَلىٰ قَوْمِهِ » 1و در اينجا نگفت «على نفسه » ؛ يعنى اين روش تبليغ براى اين نبود كه ابراهيم خود مشكل اعتقادى داشته و ما خواستيم عقايد او را اصلاح كنيم؛ بلكه با اين شيوۀ تبليغ، ابراهيم عليه السلام را براى هدايت قومش مجهّز نموديم.
در ميان اقوام گذشته و قوم ابراهيم عليه السلام ، به دستور كاهنان، انسان را براى بتها قربانى مىكردند تا آنها را از خود راضى كنند. در تاريخ جاهليت عرب نيز ديديم كه جناب عبداللّٰه پدر گرامى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله قرار بود قربانى