186و در بحرانهايى كه همه را از دست مىدهم و مفهوم آيات «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ » را باتك تك سلولهاى وجودش لمس مىكند و مىگويد: بارخدايا، تو همۀ اميد و همه چيز منى و تنها پناهگاه من تويى.
اينجاست كه آدمى مىفهمد اگر خدا پشت و پناهش نشود، هلاكتش حتمى است و قيامت در پيش است و عامل مهم و سدّ راه او، كه مانع آشتى او با خداست، شيطان است. و لذا شبانه در مشعر مسلح مىشود تا در روز روشن بر شيطان بكوبد. سنگريزهها جمعآورى مىشود. شب است و تاريكى، همه به انتظار نشستهاند كه فرمان حركت به ميدان نبرد با شيطان صادر شود و طلوع آفتاب علامت فرمان حركت است و از آنجا همگان براى رمى جمرۀ عقبه هجوم مىآورند. روز اول منا، سنگباران جمرۀ عقبه است و بعد قربانى و سپس حلق و تقصير و خروج از احرام. و روزهاى دوم و سوم هر سه جمره سنگباران مىشوند.
داستان چيست؟
حضرت ابراهيم عليه السلام به فرمان حق، دستور يافت كه فرزند خود را قربانى كند. شيطان در سه نقطه بر سر راهشان سبز شد و با وسوسه، اين كار را دشوار و غيرممكن خواند؛ اما اين بندگان تسليم حق، او را سنگباران كرده، از خود دور نمودند.
ترتيب رمى جمرات
روز اول تنها جمرۀ عقبه رمى مىشود و به آن اكتفا مىگردد. همۀ آنان كه مُحرم شدهاند از احرام خارج مىشوند و روزهاى بعد هر سه جمره به