164كن و او اين فرمان را به طور جدّى عملى كرد كه در اين ميان خطاب آمد:
اى ابراهيم، «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا» ؛ 1 «مسلماً تو فرمان خواب را اجرا كردى.» و آنگاه گوسفندى را فديۀ آن كرد. براى خداوند فرقى نمىكرد كه اصل قربانى تحقق عينى پيدا كند يا نكند، آنچه مهم بود اثبات ارادت و ايثار ابراهيم بود كه ثابت گرديد و همان تقوايى بود كه به خدا رسيد.
در مورد «استلام حجرالأسود» كه به عنوان سنت رسولاللّٰه و امر خدا انجام مىگيرد و از آن به عنوان تبرك استفاده مىشود، عين همان عملى است كه بتپرست انجام مىدهد و دست خود را بر سر و صورت بت چوبى و سنگى مىكشد، و در آنجا فرياد پيامبران بلند است كه اين شرك است و بتپرستى؛ ولى همين عمل وقتى به امر خدا شد، مىشود خداپرستىِ ناب؛ زيرا ما به نفس عمل و فعل كارى نداريم؛ ما فقط نگاه مىكنيم به اينكه آيا اين كار به امر او هست يا نه، همين.
بنابراين، وقتى اصل در عبادات، اظهار بندگى و بطن آن است و بطن هر عملى به معناى فرمانبردارى محض و بىچون و چرا در مقابل خداوند است، از اين رو مانعى نداشته كه شكل و پوستۀ عبادتها در شريعتهاى پيامبران متفاوت باشد؛ زيرا مهم همان توحيد و عبوديت است.
و در آيۀ مورد بحث نيز مىفرمايد: ما تغيير قبله را بدان جهت انجام داديم كه بنمايانيم چه كسى تابع رسول ماست و چه كسى عقبگرد مىكند؛ «إِلاّٰ لِنَعْلَمَ ...» .
جمعبندى اين نگرش را كه قرآن كريم تقديم مىكند، در خاطرۀ زير