115ذكر آن در اواخر سوره مناسبتر است تا اول سوره؛ زيرا در قسمتهاى قبلى، ماجرا و پيشآمدهاى پيروزمندانه بيان گرديده و در اين ماجرا سخن از پيروزىهاى چشمگير پيامبر و مؤيَّد واقع شدن آن حضرت از جانب خداوند است. و در اينجا به خودى خود رؤيايى كه حاكى از پيروزى آن بزرگوار است تأويل وتعبير مى شود و لذا جايش همينجاست كه بگويد: «لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيٰا بِالْحَقِّ ...» و خداوند اراده كرده است او را چنان تأييد كند كه رسالتش فراگير گردد و بر تمام اديان غالب آيد و اينكه خداوند، خود شاهد صدق رؤياى محمد صلى الله عليه و آله و حقانيت و پيروزى رسالت پيامبرش هست؛ از هر گواه ديگرى؛ او را بىنياز مىكند.
قيد «ان شاء اللّٰه» براى چيست؟
اى پيامبر، تو و يارانت وارد مسجدالحرام مىشويد «إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ » ؛ اگر خدا بخواهد. با اينكه ورود به مكه حتمى است به دليل اينكه وعدۀ خداوند است، ولى إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ گفته شده است. اين تربيت قرآنى است كه موحّدان بدانند مشيّت خداوند در بند هيچ قيدى قرار نمىگيرد و هميشه مطلق و آزاد است. مىبينيم در قرآن مىفرمايد: پاكان به بهشت در آيند و ناپاكان به دوزخ وارد شوند و مادام كه آسمانها و زمين باقى است آنها در آنجا باقى هستند؛ «إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّكَ » 1يعنى اين گونه نيست كه اگر كسى وارد بهشت يا دوزخ شد، ديگر از مشيّت و سيطرۀ ارادۀ الهى خارج شده است.