114ديدند، در حُديبيّه به جاى اينكه وارد مكه شوند و حج به جا آورند، كار به صلح انجاميد و از همانجا برگشتند، اين پرسش برايشان مطرح گرديد كه پس رؤياى پيامبر چه شد؟ اينكه صلح است و از نيمۀ راه برگشتن! در اين مورد از شخص پيامبر سؤال مىشد ايشان جواب مىدادند وعدۀ خدا راست است، ولى آيا من به شما گفتم همين امسال وارد مكه مىشويم؟ و مىفرمايد: خداوند رؤياى پيامبر را راست گردانيد «لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيٰا بِالْحَقِّ » كه حتماً به اذن خدا داخل مسجدالحرام مىشويد، با امنيت و سلامتى؛ «لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِينَ » ؛ با سر تراشيده و موى كوتاه كرده، بدون هيچ ترسى؛ «مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لاٰ تَخٰافُونَ ».
خداوند متعال در اينجا مىفرمايد: براى اين كه شما بتوانيد با امنيت وارد مكه شويد، نخست بايد صلحى برقرار شود و مصلحت قطعى شما در صلح است و ورود با امنيت، جز از اين طريق، راه ديگرى ندارد، خداوند اين را مىدانست و شما نمىدانستيد؛ «فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا» . بدين جهت پيش از اينكه شما وارد مكه شويد، خدا برايتان فتحى نزديك را (صلح) پيش از ورود به مكه تدارك ديد؛ «فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِكَ فَتْحاً قَرِيباً» كه اين فتح، هم زمينۀ ورود با امنيت را فراهم كرد و هم مايۀ فتوحات ديگر شد.
نزول سورۀ فتح و تأويل رؤياى پيامبر
ريشۀ اصلى و پديد آورندۀ ماجراى حُديبيّه و نزول سورۀ فتح همين رؤيا بود كه در بخش تاريخ حُديبيّه بيان كرديم. البته به طورى كه مىبينيد،