64اين ويژگى بندگان حقيقى خداست كه سبكبار و بىپيرايه و فروتن هستند:
وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً. (فرقان: 63)
و بندگان خداى رحمان، آنان هستند كه بر روى زمين سبكبال و فروتنانه روند.
ابن عباس مىگويد:
كٰانَ رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله اذَا مَشِىَ مَشْياً يُعْرَفُ انَّهُ لَيْسَ بِمَشْىِ عٰاجِزٍ وَ لاٰ بِكَسْلانِ. 1
چنان با نشاط راه مىرفت كه به نظر ناتوان و كسل نمىرسيد.
آنچنان بىتكلف بود كه وقتى وارد مجلسى مىشد، در نزديكترين جا به محل ورود خود مىنشست:
«كانَ رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله اذَا دَخَلَ مَنْزِلاً قَعَدَ فِي ادْنَى الْمَجْلِسِ حِينَ يَدْخُلُ.» 2 همچنين كراهت داشت كسى براى وى به پا خيزد و مردم نيز از اين جهت پيش پاى آن حضرت بلند نمىشدند. 3
ابو امامه نقل مىكند: «روزى پيامبر در حالى كه به عصا تكيه داده بود، بر ما گذشت و ما به احترام او از جا برخاستيم، به ما گفت: آن سان كه ايرانيان براى بزرگ داشتن يكديگر در پيش پاى هم برمىخيزند، برنخيزيد.» 4 همين بىپيرايگى او سبب شده بود همه شيفته او شوند. مردمش، او را سخت دوست مىداشتند و به او عشق مىورزيدند. 5 ايشان مىفرمود:
مرا بالاتر از آنچه هستم، قرار مدهيد و آن سان كه نصارا درباره مسيح سخن گفتند، درباره من سخن مگوييد. همانا خداوند پيش از آنكه مرا رسول گيرد، بنده گرفته است. 6
در سيره حضرت آمده است كه رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله احترام ديگران را براى خود نمىپسنديد:
اَنَّهُ كٰانَ يَكْرَهُ أنْ يُقامَ لَهُ فَكَانُوا اذَا قَدَمَ لايَقُومُونَ لِعِلْمِهِمْ كِراهَةَ ذَلِكَ فَاذِا قٰامَ قامُوا مَعَهُ حَتّٰى يَدْخُلَ مَنْزِلَهُ. 7