46را در نظر دارد و به علل كارها توجه مىكند. در حكايتى آمده است: روزى شتر پيامبر گُم شد. پس از جستوجوى فراوان آن را پيدا كردند و نزد پيامبر آوردند. حضرت رو به غلامش كرد و فرمود: مگر هنگام خواباندن شتر، زانوانش را نبسته بودى؟ غلام عرض كرد: كسى كه به قادر متعال توكل داشته باشد، احتياجى ندارد كه زانوان شتر را ببندد. حضرت فرمود:
«اَعْقِلْ وَ تَوَكَّلْ؛
اول زانوى شتر را ببند و بعد توكل كن»؛ زيرا قبول مشيت الهى به چيزى تعلق مىگيرد كه همراه با كسب و كار و تلاش باشد. نه آن گونه باش كه كارى نكنى و همه چيز را به خدا واگذار كنى و نه چنان باش كه بدون توكل و يارى بارى تعالى، كسب و كار را منشأ خير و بركت بدانى. 1
7 خداترسى و ذكر مدام
حضرت محمد صلى الله عليه و آله پيوسته به ياد خدا بود، هم در دل و هم در زبان. هرگاه از مجلسى برمىخاست، مىگفت:
«سُبْحانَكَ اللّٰهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ.» 2 هنگام خوابيدن، بيدار شدن، آماده شدن براى نماز، استراحت، غذا خوردن و به طور كلى در سفر و حضر، دعا مىخواند و ياد خدا مىكرد. هنگام دعا، مانند مسكينى كه غذا مىخواهد، متضرعانه دست به سوى درگاه خدا بلند مىكرد. روزى هفتاد بار
«اَسْتَغْفِرُاللّٰهَ» مىگفت؛ با آنكه معصوم بود و گناهى از حضرتش سر نزده بود. هنگام خواب به توصيه جبرئيل امين، «آية الكرسى» مىخواند. 3