289در دوران جاهليت، تبعيض نژادى رواج بسيارى داشت. پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله در خطبهاى كه پس از فتح مكه در كنار كعبه خواند، هرگونه تبعيض از جمله تبعيض نژادى را باطل اعلام كرد و فرمود: ملاك فضيلت تنها پرهيزگارى است، نه عرب بر عجم برترى دارد، نه سفيد بر سياه و نه پولدار و فاميلدار بر بىپول و بى فاميل و... .
هنگام ظهر فرا رسيد. رسول اكرم صلى الله عليه و آله به بلال حبشى فرمود: بر بام كعبه برو و اذان بگو. بلال، فردى غريب، سياه چهره و بىپول و بىفاميل بود و پيامبر با اين دستور، بر تبعيض نژادى خط بطلان كشيد. بلال بر بام كعبه رفت و با صداى بلند اذان گفت. مشركان هر كدام درباره بلال سخنى گفتند. بعضى گفتند:
اگر زمين دهان باز كند و انسان در آن فرو رود، بهتر از اين است كه اين صدا را بشنود. ديگرى گفت: حمد و سپاس خداوندى را كه پدرم را تا امروز زنده نگذاشت تا اين صدا را بشنود. سهيل كه معتدلترين فرد آنها بود، گفت: اين كعبه خانه خدا است و خدا اين منظره را مىبيند. اگر خدا بخواهد، اين منظره را (مثلاً با هلاكت بلال) دگرگون مىسازد. ابوسفيان گفت: من در اينباره چيزى نمىگويم؛ چرا كه اگر سخنى بگويم، گمان آن دارم كه اين ديوارها سخن مرا به محمد خبر دهند.
پيامبر همه افراد معترض را احضار كرد و به يكيك آنها فرمود كه شما چنين گفتهايد. عتاب عرض كرد: يا رسول اللّٰه! سوگند به خدا كه ما اين سخنان را گفتهايم، ولى به درگاه خداوند استغفار و توبه مىكنيم. عتاب همان دم آيين اسلام را قبول كرد و در راه اسلام همچنان استوار ماند تا اينكه پيامبر او را حاكم مكه كرد. به نقلى، حارث بن هشام نيز اسلام اختيار كرد. ابوسفيان به پيامبر عرض كرد: تو مىدانى كه من سخنى نگفتهام. پيامبر فرمود: خداوندا!