278نيازرده و حقى را پاىمال نكرده بود. برخلاف مساوات و عدالت عمل نكرده بود. در اجراى قانون، ملاحظه اين و آن را نكرده و جز براى خدا خشمگين نشده بود. با اين حال، اكنون به گاه پيوستن به رفيق اعلى، اصرار داشت كوچكترين حقى از مردم بر گردنش نباشد و مساوات در برابر قانون را در برترين درجهاش تحقق بخشد. مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا! من سه درهم نزد تو دارم! پيامبر فرمود: فضل! به او بده. فضل آن را پرداخت و مرد نشست. آنگاه فرمود:
ايها الناس من كان عنده شىء فليؤده و لا يقل فضوح الدنيا، ألا و ان فضوح الدنيا أيسر من فضوح الآخرة . 1
مردم هركس مالى از كسى نزدش هست، بايد آن را بپردازد و نگويد رسوايى دنياست. بدانيد كه بى شك، رسوايىهاى دنيا آسانتر از رسوايىهاى آخرت است.
مردى ديگر برخاست و گفت: اى رسول خدا! سه درهم نزد من است كه در راه خدا به كار زدهام. پيامبر فرمود: چرا به كار زدى؟ گفت: بدان محتاج بودم. فرمود: فضل! آن را از وى بستان. مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا! در فلان جنگ بر شكم من تازيانهاى زدى! پيامبر پيراهنش را بالا زد و از مرد خواست تا بيايد و قصاص كند. مرد پيش آمد و خود را به سينه و شكم برهنه پيامبر افكند و جاى قصاص را بوسيد. 2
آن حضرت بدين وسيله نشان داد كه پيامبر خدا در برابر قانون هيچ امتيازى بر مردم عادى ندارد.