248نمىداد، بلكه از بدىهاى مردم درمىگذشت و آنان را مىبخشيد. هيچ گاه نيز دوست نداشت در حضور وى از يارانش بدگويى كنند. ايشان مىفرمود:
لاٰ يُبَلِّغُنِي احَدٌ مِنْكُمْ عَنْ احَدٍ مِنْ اصْحٰابِي شَيْئاً فَاِنِّي احِبُّ انْ اخْرُجَ الَيْكُم وَ انَا سَلِيمُ الصَّدرِ. 1
هيچ كدام از شما، درباره يكى از اصحابم چيزى به من نگوييد و به گوشم نرسانيد؛ چون دوست دارم هرگاه از نزد شما بيرون مىروم، سينه و دلم نسبت به يارانم، سليم و بىغلوغش باشد.
به روايت اميرالمؤمنين على عليه السلام ، مجلس پيامبر، مجلس بردبارى، شرم و حيا، صدق و امانت بود. سر و صدا و فرياد در آن مجلس شنيده نمىشد.
حرمت افراد هتك نمىشد و هيچ كدام در پى لغزش ديگران و عيبجويى از آنان نبودند. همه اهل پيوند و صفا و ارتباط بر محور تقوا بودند. بزرگان و سالخوردگان مورد تكريم و احترام قرار مىگرفتند. به خردسالان ترحم و شفقت مىشد و افراد نيازمند و مراجعانى را كه كار داشتند، مراعات مىكردند و پناهگاه غريبان بودند. 2
در محضر آن حضرت، وقتى سخن گفته مىشد، همه گوش مىكردند و سخن يكديگر را قطع نمىكردند. هنگام سخنرانى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، سراپاگوش بودند، چنان كه گويى مرغى بر سرشان نشسته است. چون كلام پيامبر تمام مىشد، آنان آغاز به سخن مىكردند. هنگام سخن گفتن ديگرى نيز تا پايان كلامش صبر مىكردند و به ميان سخنان او نمىدويدند. 3