142
نمىكرد و از او عيب نمىگرفت و لغزش و عيبهاى مردم را جستوجو نمىكرد. بر بىادبى شخص غريب در پرسش و گفتار شكيبا بود تاآنجا كه اصحاب درصدد برخورد برمىآمدند، ولى ايشان مىفرمود: وقتى حاجتمندى را ديديد، يارىاش كنيد. هرگز ثناى كسى را نمىپذيرفت، مگر آنكه به عنوان تشكر باشد. سخن هيچكس را قطع نمىكرد، مگر آنكه از حد گذشته باشد. در آن صورت، با نهى يا برخاستن، كلام او را مىبريد. 1
ايشان مىفرمود:
مَنْ أَكْرَمَ أَخاهُ الْمُسلِمَ فَإِنَّما يُكْرِمُ اللّٰهَ عزَّوجلَّ. 2
اگر كسى برادر مسلمانش را تكريم كند، خداى عزوجل را تكريم كرده است.
آن حضرت هرگز به كسى اجازه نمىداد ديگران را تحقير كند و مىفرمود:
لا تُحَقِّرَنَّ أحَداً مِن الْمُسلمينَ فَإنَّ صَغيرَهُم عِندَاللّٰهِ كَبيرٌ. 3
مبادا فردى از مسلمانان را كوچك شماريد و تحقير كنيد؛ كه كوچك آنان نزد خدا بزرگ است.
ايشان دوست داشت كه با او بدون تكلف و به راحتى برخورد كنند، ولى خود از سر تكريم، آنان را چنان احترام مىكرد كه موجب شگفتى است. نقل كردهاند كه مردى وارد مسجد شد، در حالى كه پيامبر به تنهايى نشسته بود. با ورود آن مرد، حضرت بلند شد و جا باز كرد. مرد با تعجب گفت:
اى رسول خدا! جا كه بسيار است. فرمود: