113
شكر خدا را به جا آورد و فرمود: سركه خوب خورشى است. 1
29 خشوع
رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله با اينكه از مقام و قرب والايى نزد خداوند برخوردار بود و اشرف مخلوقات به شمار مىآمد، بيش از ديگران نسبت به مقام ربوبى، از خويش خشيت نشان مىداد:
كٰانَ النَّبِى صلى الله عليه و آله اذٰا خَطَبَ وَ ذَكَرَ السّٰاعَةَ رَفَعَ صَوْتَهُ وَ احْمَرَتْ وَجَنٰاتُهُ كَاَنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشٍ. 2
وقتى خبر از قيامت مىداد، صداى خود را بلند مىكرد و صورتش گلگون مىشد، همانند اينكه از هجوم يك لشكر مهاجم خطرناك خبر مىداد.
آن بزرگوار از خوف الهى آن قدر گريه مىكرد كه غش به او دست مىداد:
«كٰانَ يَبْكِى حَتّىٰ يُغْشىٰ عَلَيْهِ.» 3 از سوى ديگر، ايشان آن قدر از خوف خدا اشك مىريخت كه مصلاى او تر مىشد:
«وَ كٰانَ يَبْكِى حَتَّى تَبَتَّلَ مُصَلّاٰهُ خَشْيَةً عَزَّوَجَلْ». 4
با اينكه ايشان از مقام عصمت برخوردار بود، همواره از خداوند مىخواست كه نظر لطفش را لحظهاى از او برنگيرد:
لاٰ تَكِلْنِى الَى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ ابَداً. 5