112زهد و پارسايى پيامبر از همه پيامبران كه همگى زاهد بودند، بيشتر بود.
ديوار خانه پيامبر از تنه درخت خرما بود. 1
عايشه نقل مىكند كه چهل شب بر ما گذشت و در خانه رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آتش و چراغى برافروخته نشد. از او پرسيدند: پس خوراك شما در اين مدت چه بود؟ عايشه گفت: خرما و آب. 2
على عليه السلام فرمود:
به پيامبر بزرگوار خويش تأسى كن و از روش ستوده وى درس بياموز.
پيامبرى كه زر و زيور جهان را ترك كرد، حتى از پردهاى كه روى آن تصويرهايى نقش شده بود، خوشش نمىآمد. به غذاى ساده و كم قناعت كرد و بسيار گرسنگى كشيد. 3
ابن عباس مىگويد:
پيامبر در روز فتح مكه در حالى كه گرسنه بود، وارد خانه ام هانى، خواهر على عليه السلام شد. پيامبر به ام هانى فرمود: غذايى نزد تو يافت مىشود كه بخوريم؟ ام هانى گفت: جز يك تكه نان خشك ندارم و خجالت مىكشم كه به شما تقديم كنم. پيامبر فرمود: آن را بياور. ام هانى آن را آورد و پيامبر آن را خرد كرد و در آب و نمك ريخت. پس فرمود: آيا خورشى نزد تو هست؟ ام هانى گفت: كمى سركه دارم. پيامبر فرمود: آن را بياور. آنگاه پيامبر سركه را روى نان ريخت و از آن ميل كرد. بعد هم