92براى به دست آوردن زينتى يا كالايى، در آتش مىگذارند هم نظير آن كفى برمىآيد، خداوند، حق و باطل را چنين [ مثل] مىزند. اما كف از ميان مىرود و آنچه به مردم سود مىرساند در زمين مىماند اين چنين خداوند مثل مىزند».
نرگس: انشاءاللّٰه در كنار خانه خدا از صاحب خانه خواهيم خواست كه توفيقى عطا كند تا وعده خلافى نكنيم و خود را با اين پرستيژهاى كفگونه فريب ندهيم و ساعتها از عمر مردم را تلف نكنيم. وقتى كه صد نفر آمدهاند و صد نفر ديگر نيامدهاند و بايد به خاطر آنان دو ساعت اينجا بمانيم در واقع دويست ساعت وقت از ما تلف شده است.
حسن: آيا اين حق الناس نيست؟! چرا آنقدر كه پيرامون حق الناس سخن مىگويند پيرامون اين مسأله سخن نمىگويند؟
على: چرا فرزندم صحبت مىكنند ولى گوش شنوا كمتر وجود دارد.
البته مىتوان تصميم جدى گرفت و در رسانهها اعلام كرد و واقعاً از ادارات، ترمينالهاى مسافرتى، سمينارها و... شروع كرد تا كمكم در سراسر جامعه نظم حاكم شود؛ و از مضرات بىنظمى جلوگيرى كرد.
نرگس: مثل اين كه همسفرىها آمدهاند، بياييد به جمع آنان بپيونديم.
على: پيشنهاد خوبى است.
* بالاخره ساعت يازده و نيم بر اتوبوسها سوار شديم تا به فرودگاه برويم، دور اتوبوسها پر بود از جمعيت كه براى بدرقه زائران خانه خدا آمده بودند تا به سنّت مستحب بدرقه كردن عمل كنند. آمده بودند تا در آخرين لحظات به زائران التماس دعا بگويند، چه صحنههاى زيبايى از