345آب روى آن ريختى و شستى پاك شده است. تازه حاج آقا مىگفت ما دليل بر وجوب ازالۀ نجاست از مسجد داريم نه دليل بر وجوب تطهير مسجد؛ و اين نشان مىدهد كه با ازاله، تطهير حاصل مىشود.
* سپس طواف نساء و نماز آن را انجام داديم و بر ماشين سوار شديم تا به منى برويم، بالاى كوه ما را پياده كردند، پلههاى متعددى را پايين آمديم تا بالاخره به جمرات رسيديم.
على: خوب! بياييد ريگهاى خود را بزنيم تا ديگر نيازى نباشد امروز از چادرها به خاطر رمى اينجا بياييم.
حسن: برويم، من سى تا سنگ آوردم سه تا هفت تا مىتوانم بزنم، نه تا نيز احتياطى آوردم.
على: من بيست و پنج تا آوردم، بايد برويم جلو تا مطمئن شويم دقيقاً به آن مىخورد.
نرگس: من يادم رفته سنگهايم را بياورم، از همين ريگهايى كه اطراف و كنار ريخته مىتوانم بردارم؟
على: شايد مستعمل باشد، شرط ريگها اين است كه قبلاً براى رمى به كار نرفته باشد و به احتمال زياد اين ريگها مستعمل است.
نرگس: من بعداً با زنان كاروان مىآيم و همراه آنان رمى را انجام مىدهم، شما براى خودتان رمى كنيد تا برويم.
* ساعت چهار و نيم بعد از ظهر موقع سخنرانى حاجآقا بود.
روحانى: ديروز روز عيد قربان بود، در اين روز حجاجى نظير شما كه حج تمتع انجام داديد واجب بود قربانى كنند، حجاجى كه حج قران انجام مىدهند كه در اين زمان بسيار كم و شايد ناياب است بايد قربانى