316ديدم كه حمرۀ مشرقيه در مشرق طلوع كرد و كم كم بالا آمد بالاى سر رسيد و كم كم رنگ باخت. صداى مؤذنها بلند شد و خودم را به چادر رساندم، نماز مغرب و عشا را به جماعت خوانديم. در اينجا ديگر همۀ شرايط نماز جماعت وجود داشت؛ نماز مغرب؛ تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام ، نماز دهۀ اوّل ذىالحجه، نماز غفيله و بالاخره نماز عشا خوانده شد، پس از نماز دعاى مختصرى كه مخصوص شب عرفه است خوانده شد و پس از آن شام داده شد، پس از شام از خيمه بيرون آمدم، هواى صاف و خنك با بادهاى دلپذير. منارههاى مسجد نمره از دور چشمك مىزد، حسن را صدا كردم كه با هم به مسجد برويم و دو ركعت نماز بخوانيم و برگرديم.
حسن: اگر اجازه مىدهيد مامان را نيز خبر كنم، او هم خيلى دلش مىخواهد همراه ما باشد.
على: شايد او خسته شود آنگاه فردا نتواند آن طور كه بايد و شايد به دعا و ثنا بپردازد.
مىدانى روزى همانند فردا نيست. در حديث است كه اگر كسى شب قدر آمرزيده نشد ديگر اميدى به آمرزشش نيست مگر روز عرفه در عرفات، و باز مىدانى كه روزه گرفتن نه روز اوّل ذىالحجه مستحب است ولى اگر كسى بداند در اثر روزه در دعا سست مىشود روزه روز نهم بر او مستحب نيست، و باز مىدانى كه در تمام ايام مستحب است نماز ظهر در وقت ظهر و نماز عصر در وقت عصر و با دو اذان و دو اقامه خوانده شود مگر روز عرفه كه مستحب است نماز ظهر و عصر پشت سر هم و با يك اذان و دو اقامه خوانده شود تا افراد به دعا و نيايش خود برسند، حال با اين