165و قصد كشتن پيامبراكرم صلى الله عليه و آله را داشتند، كه حضرت طبق مفاد پيمان با يك درجه تخفيف آنان را به ترك وطن مجبور ساخت، سران يهود نزد مشركان مكه رفتند و آنان را به جنگ تحريك كردند و گفتند پس از رسيدن به مدينه حتماً بنىقريظه نيز با محمد پيمانشكنى مىكنند و جانب ما را مىگيرند، سپس يهوديان به نجد رفتند و با قبيله غطفان صحبت كردند و آنان را با هر حيلهاى از جمله وعده پرداخت محصول يك سال خيبر به آنان به راه انداختند. هر گروه و طايفهاى همپيمانان خود را نيز به يارى طلبيد و جمعيتى بىسابقه در آن عصر و مكان آهنگ تسخير مدينه و ريشهكن كردن اسلام را در سر پروراندند.
دستگاههاى اطلاعاتى پيامبر وى را از توطئه جديد دشمن آگاه ساخت. پيامبراكرم صلى الله عليه و آله شوراى دفاعى تشكيل داد و با ياران مشورت كرد.
اما نه جنگ در خارج از شهر با چنان سپاه انبوهى ممكن بود و نه قلعهدارى و دفاع در كوچههاى مدينه راه مطمئنى بود. در آن ميان سلمان فارسى گفت: ما در ايران هرگاه با چنين مشكلى مواجه مىشويم دور شهرها را خندق مىكنيم. طرح نو و فكر بسيار جالبى بود.
شهر مدينه همه اطرافش داراى درختان خرماى تودرتو بود و امكان ورود لشكر به شهر مدينه را نمىداد، تنها شمال مدينه از كوه احد تا كوه سلع و قسمتهاى افزون بر اين مقدار خالى از درخت بود. در احد نيز توضيح داده شد با اين كه مكه جنوب مدينه واقع است ولى در جنگ احد نيز مشركان مدينه را دور زدند و در احد با پيامبر مواجه شدند. حدود شش كيلومتر بايد خندق كنده مىشد، كار بسيار طاقتفرسايى بود. خندق بايد عميق و عريض باشد تا نه دشمن بتواند از ناحيهاى داخل و از ناحيه ديگر