141زهى سعادت، كه ورود به دنيا هم مىتواند زمينۀ ورود به معنويت باشد. امّا اگر همچون من، نگران باشى كه شيطان در كمينت و منتظرت نشسته است و تو، به ضعف خود در مقابله با شيطان و به دنبالهروى از او آگاه باشى، خارج شدن از اين حرم امن، آن هم به دست خودت و با اتمام طواف (و نمازِ پس از آن) برايت سخت دشوار است. بر سر مىزنى و ضجّهكنان التماس مىكنى: خدايا تمام شد؟ چه زود؟!
شربتى از لب لعلش نچشيديم و برفت
اصلاً معلوم نيست چرا همه (يا بسيارى از حجكنندگان و عمرهگزاران) بر تسريع در اتمام اعمال و مناسك و برون آمدن از احرام حريصاند؟ حتّى وقتى كه به برخى از «بيماران» و «ناتوانان» و «از پاافتادگانشان» توصيه مىشود كه اندكى تأمّل كنند و مثلاً فردا (و در هواى خنكتر و در شرايط بهتر) به انجام مناسك بپردازند، ناخشنود مىشوند. خلاصه اين كه براى حدِّ اكثر بهرهگيرى از زمانِ محدودى كه در اختيار انسان است، اوّلاً بايد دعا كرد و از حضرت احديّت مسألت