138اين باره سروده است:
دى، شيخ با چراغ همى گشت گِرْدِ شهر
طواف نساء
معناى طواف و (چه بسا) حكمت آن معلوم و مشهور باشد، امّا اضافه شدنش به نساء (زن) و لزوم انجام «طواف نساء» چه حكمتى دارد؟ مىتوان دلايل يا گمانهاى متعدّدى را براى آن تبيين كرد. اوّل آن كه، يكى از محرّمات براى شخص مُحْرِم، هر گونه ارتباط با جنس مخالف (مرد با زن يا زن با مرد) بود، كه بر عكس همۀ محرّمات كه با تقصير (در عمره) يا حلق (در حجّ) حلال شدند، اين يكى به همراه بوى خوش (كه اين يكى نيز اساساً ارتباط عميقى با آن دارد) تنها پس از نماز طواف نساء حلال مىگردد. امّا چرا اين يكى استثنا شده است. شايد به همان دليل كه اصولاً اين نوع ارتباط در بسيارى موارد از استثنائات است. حتّى براى آن غسل مقرّر گرديده است. شايد به آن دليل كه اين ارتباط، اوج و منتهاى «غفلت» از خداوند و فراموش كردنِ ذكر او، و نهايتِ همۀ «دنيا»ست. در توصيفِ توجيه غسل براى آن آمده است: « غسل كردن براى آن است كه شخص جنب به واسطۀ لذّت نفسانى كه در تمام پيكر او سريان دارد در آن لذّت فانى مىشود و چون نفسانيّت و لذائذ آن هنوز در وجود باقى است آدمى غسل مىكند و لباس وجود را از پروردگار خود به وسيلۀ آب كه اصل حيات