139و وجود و علم است به خود مىپوشد و نيز به واسطۀ جنابت 1 از وطن قرب و ولايت از جهت انانيّتاش به دور مىافتد، پس جنابت عبارت است از دورى از وطن عبوديّت و دخول در حدود ربوبيّت به وصف سيادت، و بنابراين با شستن تمام بدنش اين آلودگى را تطهير مىكند تا به تقصير خود اقرار و اعتراف نمايد.» 2وجه ديگر اين تسميه و اين طواف، در حقيقت، تطهير نسل بشريّت و نسل مسلمين است. پاك بودن نسل انسان اصولاً با عهد و ميثاقى و كلامى خاص امكانپذير مىگردد كه هر آيينى شيوۀ خاصّ خود را دارد. بر اين طهارت، آن چنان تأكيدى است كه پس از حرمت روابط زوجين در احرام، چيزى جز ايجاد رابطهاى با خداوند از طريق طواف و نماز آن نمىتواند آن را تأمين و تضمين كند. همان گونه كه خداوند شاهد عقدهاست، در اين مقام و پس از حرمت آن به دليل محرم شدن، باز شهادت خداست كه آن حرمت را بر مىدارد. و امّا نام «نساء» نيز، شايد، از آن جهت بر اين طواف مقرّر شده است كه تذكّر و تأكيدى باشد بر اين كه اين «زن» است كه آغاز به سخن مىكند و آمادگى خويش را براى ازدواج اعلام مىدارد. و اين زن است كه تعيين كنندۀ اصلى و محرز نسب است.