115حتماً) اگر دعا مىكرد، همچون مريم، مائدهاى و آبى از بهشت برايش مىرسيد. امّا چنين نكرد، كه به مقامى و دركى بالا رسيده بود، به اوج، به جايى كه در عين احساس فقر مطلق در برابر حضرت احديّت، حتّى، از او نيز نخواهد. با اين باور، كه او، خود بهتر مصلحت بندهاش را مىداند. اصلاً او به خود و فرزندش نمىانديشد، به بشريّت مىانديشد كه بايد از آبى كه براى او و فرزندش مىرسد سيراب شوند. او به زمزم مىانديشد، كه «دارو» است و «نان» و «آب» (براى بيمار و گرسنه و تشنه) و نشانۀ لطف الهى به او و به فرزندش. هديهاى از هاجر(س) براى بشريّت. درس اين است: تو سعى خود را بكن، امّا نتيجه را به عهدۀ او بگذار، كه اگر چنين كنى، به جاى جرعهاى آب براى رفع تشنگىِ تو و فرزندت، زمزم را به جهانيان عطا خواهد كرد.
بىگمان حضرت هاجر(س) در طول همۀ دويدنها و هرولههايش، خداى خود و خداى ابراهيم(ع) كه او و فرزندش را به او سپرده بود فراموش نكرده بود، و از او طلب مىكرد و به اميد فضل و كرم و رحمت او مىدويد. بنابراين، او به وظيفهاش عمل كرد، و خداى او نيز كه روزىِ جملۀ موجودات و از جمله بندگانش را ضمانت كرده 1 و همينطور اجابت دعايشان را 2 و ارادهاش بر اجابت دعاى خليلش قرار گرفته بود، او را اجابت كرد، و آب را، زمزم را، به او هديه كرد. امّا، نه آبى براى رفع