114دويدن. او به آب مىرسد، امّا از جايى كه گمان نمىكرد، كه: وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ . 1از جايى و به طريقى كه اصلاً گمان نمىكرد كه چنين شود. از حركت ضعيف پاهاى كودكانه. نه از گامهاى بلند و طىّ فواصل طولانى، كه از بر جاى ماندن و حركتى اشارهوار با پاشنههاى پا. شايد با الهام از اين واقعه است كه حافظ نيز سروده است:
حافظ وظيفۀ تو دعا كردن است و بس
در بند آن مباش، كه نشنيد يا شنيد
هاجرِ متوكّل(س)، به فرمان او، دست روى دست نمىگذارد. به دنبال آب، به پيروى از عقلى كه هديۀ اوست، در عين توكّل مطلق، به جستجوى آب برمىآيد. اگر توكّل و عشق و ايمانش نبود، اگر تنها عقل حسابگر بود، در اين بيابان تنها نمىماند. امّا ماند، كه بىشكّ، باور و عشق و ايمان و توكّل داشت. و به پيامبرى شويش(ع) مؤمن بود. و اينك، عقل نيز به او دستور جستوجوى آب مىدهد، و باور دارد كه آب را خواهد يافت. شگفتى بزرگ تاريخ رخ مىدهد. هاجر(س) بين «صفا» و «مروه»، به دنبال آب مىرود، هروله مىكند و به اينسو و آنسو مىدود، بر قلّههاى «صفا» و «مروه» درنگ مىكند و اطراف را مىنگرد، و دوباره به دنبال آب. امّا آب، از زير پاى كودكش مىجوشد. توكّلش ثمر مىدهد و او به آب مىرسد، امّا نه از جايى كه مىپنداشت. شايد (و