113نوبت «سعى» مىرسد. سعى بين صفا و مروه، هفت بار، آغاز از صفا و ختم به مروه (يك بار)، و بازگشت به صفا (دو بار)، و تكرار تا هفت بار، و نهايتاً، حضور در مروه و اتمام «سعى» و اجازه يافتن براى «تقصير». «سعى»، عملى كه به تأكيد (همچون ساير اعمال، و به جز طواف) فقط جزء مناسك است و فقط در روند اعمال حجّ و عمره جايگاهى ويژه دارد، و خارج از اين روند، به تنهايى، جايگاهى ندارد و نمىتواند به صورت يك عبادت منفرد انجام شود. اصولاً همۀ اجزاء حجّ و عمره چنيناند (و جز طواف و نماز) در غيرِ جاىِ خود، واجد ارزشى نيستند و نمىتوان آنها را به عنوان عبادت و به تنهايى انجام داد. نمىتوان گفت كه: من «سعى» مىكنم به نيابت از سوى خود يا ديگرى، به عنوان يك عبادتِ تنها و مستقلّ، و خارج از مناسك و بدون محرم شدن و جداى از بقيّۀ اعمال.
اتّفاقى كه در اين درّه و بين اين دو كوه رخ داده و به عنوان ريشۀ سعى مطرح است، سعى و هرولۀ حضرت هاجر(س) براى يافتن آب براى بقاى فرزند دلبندش اسماعيل(ع) است. نمىدانيم كه در پى سراب به اينسو و آنسو (به سمت مروه و صفا) هروله مىكرده، يا اين كه تنها در پى آب و اميدوار به يافتن چاه يا چشمه يا بركهاى بوده است، كه او را به سعى و هروله وامىداشت. به هر حال، او در طلب آب به اينسو و آنسو مىدود، و هنگامى كه خسته و نوميد به كنار كودكش مىآيد، چشمهاى، زمزم، را مىبيند كه از زير پاهاى كودكش مىجوشد. جالب است و عجيب و در عين حال آموزنده: او به آب مىرسد، ولى نه با هروله و دويدن و سعى، و نه از «صفا» به «مروه» دويدن و از «مروه» به «صفا»