64مردم از زبان، دست و دل او آسوده باشند. به اين معنا كه: نه با جِدّ و نه با شوخى آبروى كسى را نبرد. گاهى انسان كسى را با طنز گويى و طنز نويسى خجل مىكند. ولو طنز است امّا آبروى كسى را مىبرد. اين كار بدى است. طنز ادبى كه مسرّت بخش باشد، به حيثيت كسى لطمه وارد نكند چيز خوبى است. اما طنزى كه با حيثيت افراد سروكار دارد، خوب و روا نيست. شوخيهايى كه با حيثيت و آبروى افراد در تماس است، صحيح نيست، و با سرّ زيارت خانۀ خدا سازگارى ندارد. گذشته از دست، انسان بايد با زبان و قلب به كسى آسيب نرساند صدمه و آسيب قلبى آن است كه انسان كينۀ كسى را در دل داشته باشد و يا نسبت به كسى حسادت ورزد و بدخواه باشد و بخواهد او را تحقير كند.
سرزمين مِنىٰ سرّ سومى دارد و آن اين است كه زائر وقتى جمرهها، تلّ و برجستگيها و آن سنگ چين شدههاى فعلى را رَمى مىكند با اين عمل مىگويد كه: من هر شيطان و شيطنتى را رَمى كردم. انسانى كه خودش جزء شياطين انس باشد، هرگز قدرت رمى ندارد. كسى كه شيطان قرين او باشد او را رَمى نمىكند. خدا فرمود: «مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطٰاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ » 1 در آيۀ ديگر فرمود: «وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطٰانُ لَهُ قَرِيناً فَسٰاءَ قَرِيناً» 2. كسى كه از ياد حق غافل باشد و نام و ياد حق را نشنود و نبيند، خداوند كيفرى كه مىدهد آن است كه: شيطان را قرين و مقارن او مىكند.
در آيۀ ديگر فرمود: هركس شيطان قرين او بود، به هم سفر و قرين بدى مبتلاست. اگر كسى شيطان قرين او بود، او در حقيقت كار مِنىٰ را انجام نداده است، به سرِّ رَمى جمرات نرسيده و حجش ناتمام است.
امام سجاد - عليهالسلام - : «سرّ قربانى كردن آن است كه حنجرۀ ديو