65طمع را بريده و اهرمن را بكشيد». و ذبح كردن گاو، گوسفند و يا نحر شتر و رها كردن و بىمصرف گذاشتن، چه سودى دارد اگر انسان سرّش را نفهمد؟ زائران با آن عمل مىخواهند اين معنا را تفهيم كنند كه قربانى كردن گوسفند؛ يعنى سر بريدن آز و طمع.
سرّ ديگر منىٰ در «سر تراشيدن» است، موى سر - به حسب ظاهر - براى انسان جمال و زيبايى است و اگر كسى موى سر كسى را به اجبار - بتراشد، زيبايى را از او گرفته است و بايد ديه بپردازد. انسان وقتى وارد سرزمين منىٰ شد، مىخواهد اين جمال را هم در پاى فرمان آن جميلِ محض، نثار كند. خدايا! من اين جمال را هم ريختم. اين مايۀ غرور را هم از سر به دور كردم.
از «ابن ابىالعوجاء» بعد از آن مناظرۀ معروفى كه با امام صادق - صلواتاللّٰه و سلامه عليه - داشت و شكست خورده برگشت، سؤال كردند:
در اين مناظرۀ علمى، امام صادق را چگونه يافتى؟ گفت: او درياى علم است و... بعد گفت:
«كيف و هو ابن من حلق رؤس هؤلاء» ، او پسر كسى است كه پدرش سَرِ همۀ اين مردم را تراشيد. يعنى هيچ كس حاضر نيست موى سر خود را تيغ كند، مخصوصا جوان. امّا به فرمان پيغمبر - صلىاللّٰه عليه و آله وسلم - كه وحى خدا را دريافت كرد و ابلاغ نمود، مردم سرشان را تراشيدند. در بين عرب اين كار بسيار دشوار بود كه موى سرشان را تيغ كنند مخصوصاً جوانها. اما اين كار را براى رضاى خدا كردند تا به جمال صورى هم دل نبندند. به همين دليل گفتهاند: در مراسم حج خود را معطر و زيبا نكنيد. براى اينكه انسان هرگونه زيبايى ظاهرى را به پاى دوست و جميل محض نثار كند. فرمود: راز سر تراشيدن اين استكه: