239است يا شيطان بيرون. آنچه نگذاشت نور ائمه احساس شود كيست؟ يا نفس امّاره هست و يا ابليس. خوب اگر خواستيم بر اين دشمن پيروز بشويم چه كنيم؟ اينجا كه جاى توپ و تانك نيست. دشمن بيرون را با سلاح گرم مىشود از پا درآورد، اما نفس امّاره را به چه سلاحى از پا در بيارويم؟ «و سلاحه البكاء» ناله و جزع و شيون انسان را فاتح مىكند، زيرا اگر كسى ننالد پيروز نمىشود، واگر پيروز نشد بطور عادى مىآيد بطور عادى برمىگردد، حداكثر آن است كه او را به جهنم نبرند. به جهنم نرفتن و نسوختن كه هنر نيست. انسانى كه اهل دنياست گرفتار قساوت دل و جمود عيناست پس لازماست ازفرصت تشرف به محضر اهلبيت (عليهم السلام) حداكثر استفاده را بكنيد.
اربعين خود سازى
ايّام ذيقعده و ذيحجه، ايام اربعين است، هركس به جايى رسيد حداقل يك چلّه گرفت:
«ما اخلص عبد لله عز و جل اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » هر كس چهل روز خالصانه و براى خدا قدم بردارد، چشمههاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مىشود. در تمام ايّام سال انسان مىتواند اربعين بگيرد، اما آن اربعين مخصوص، همين يك ماه ذيقعده و ده روز ذيحجه است. «وَ وٰاعَدْنٰا مُوسىٰ ثَلاٰثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنٰاهٰا بِعَشْرٍ» در همين ايام است. «فَتَمَّ مِيقٰاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » در همين ايام است و يكى از مصاديق بارز «وَ الْفَجْرِ وَ لَيٰالٍ عَشْرٍ» دهۀ ذيحجه است كه بهترين فرصت براى اربعينگيرى است. البته انزواى از دنيا، غير از انزوا از خلق دنياست. انسان بايد از دنيا منزوى باشد، نه از خلق دنيا.