218پس معلوم مىشود كه نه تنها مشركان و منافقان و كافران حق تعمير مساجد - عموماً - و مسجدالحرام را - خصوصاً - ندارند، بلكه افراد ضعيفالايمان و هراسناك از دشمن و مشركان در خصوص خشيت نيز حق آن را نخواهند داشت، زيرا سرپرستى و بازسازى مسجد اگر با توحيد در خشيت همراه نباشد، ممكن است در حال دفاع و ضرورت استفاده از امكانات مسجد براى تجهيز نيروهاى رزمى مشكلاتى پديد آيد. و ذكر چند كلمۀ «حصر» در آيۀ ياد شده مانند «اِنّما» و «الّا» بخوبى نشانۀ اهميت شرايط و اوصاف تعمير كنندگان مساجد است و چون اساس تكامل انسان همان اوصاف نفسانى او مانند ايمان است لذا فرمود:
«أَ جَعَلْتُمْ سِقٰايَةَ الْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جٰاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ لاٰ يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ »
1
.
و از آن جهت كه منظور نهايى از تعليم دين، «پيدايش انسانهاى متصف به اوصاف كمال» است نه تنها «تعليم اوصاف كمال»، لذا نفرمود:
...كالأيمان بالله و اليوم الآخر و ...، بلكه فرمود: «كَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ...» با آنكه مقتضاى نظم صناعى ظاهراً همان بود كه اشاره شد.
و خلاصه، آن كسى كه هم از خداوند مىترسد و هم از غير خدا مىهراسد، براى تعمير مسجد صالح نيست، چون هنگام ضرورت دفاع، بر اساس «شرك در خشيت»، از حضور در صحنه نبرد عليه باطل هراسان خواهد بود: «...فَلَمّٰا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتٰالُ إِذٰا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النّٰاسَ كَخَشْيَةِ اللّٰهِ ...» 2.
اما مردان الهى كه در خشيت نيز موحدند در هنگام دفاع از حق