1773 - جريان شهادت و قيام خونبار سرور آزادگان جهان، عليه استكبار و هرگونه طغيانگرى از رويدادهاى بنام جوامع انسانى است كه هاضمۀ تاريخ توان فرسايش آن را ندارد. اين سانحۀ سنگين و صحنۀ سهمگين به دو بخش تقسيم شده است كه مجموع آن دو بخش، رسالت قيام عليه طغيان و فساد و استكبار و الحاد را در آن زمانه و در تمام زمانها تبيين مىنمايد: بخش اول، شهادت حضرت حسين بن على(ع)و ديگر ياران رزمنده آن حضرت در سرزمين كربلاست.
و بخش دوم، پيام اين شهادت و خون توسط حضرت سجاد(ع)و زينب كبرى و ديگر بازماندگان نستوه آن حضرت در طرد حكومت طاغوت زمان در كوفه و شام است. وقتى كه كاروان اسراى كربلا به شام وارد شد و در مسجد جامع دمشق مقرّ فرمانروايى اموى مجلسى ترتيب يافت، بر اثرخون گرانقدر شهداى كربلا حكومت وقت مجبور شد كه به حضرت سجاد(ع)اجازه سخن بدهد و در نتيجه، زمام سخن به دست اهلش افتاد:
«وَ انَّا امَراءُ الكلامِ وَ فينا تَنَشَّبَتْ عُرُوقه» 1، آنگاه حضرتش بعد از حمد وثناى الهى و درود بر پيامبر گرامى اسلام شروع به معرفى خود و معرفى وارثان به حق پيامآوران الهى نمود و در خلال تعريف چنين فرمود:
«... انَابْنُ مكَّةَ وَ مِنىٰ، اناَبْنُ زَمزَمَ وَ صفا»، يعنى فرزند راستين «مكّه» كسى است كه پاسدار روح قبله و مرزبان جان مطاف باشد. فرزند واقعى «منى» كسى است كه به منظور حفظ رهآورد وحى از ايثار و نثار خون دريغ نكند و با فداكارى و قربانى دادن، پيوند خود را با سرزمين قربانى محكم نمايد، مولود واقعى زمزم، كه در اثر فيض و گوارايى معنويش