176مدّعى همچنان با يورش و تاخت و تاز جايگاه قبله را ويران كرد و مطاف را منهدم ساخت و حجرالأسود را چون احجار عادى به دور انداخت و اركان چهارگانه كعبه را در هم فروريخت. اينجاست كه بلنداى مقام ولايت و فروغ اختر امامت و روح شاهباز رهبرى امت و قلّۀ رفيع سياست عارفان مكتب و خلاصه، ارزش
«اَرْكانُ البِلاد وَساسَةُ العِباد»
1
معلوم مىشود.
عارف، حكيم، فقيه و مفسر نامدار اسلام، مرحوم فيض كاشانى از محمد بن على بن الحسين بن بابويه قمى از كتاب قيّم «من لا يحضرهالفقيه»نقل مىكند كه: آنچه در اصحاب فيل جارى شد بر سر حَجّاج نيامد، زيرا هدف مستقيم حَجّاج، ويرانى كعبه نبود بلكه منظورش دستگيرى ابنزبير بود و آن مرد (ابنزبير) ضدّ حق يعنى مخالف حضرت سجاد(ع)امام چهارم شيعيان جهان بود. وقتى كه اين مرد ضد حق، به كعبه متحصن شد، خداوند اراده فرمود براى مردم بيان كند كه به اين ضدّحق پناه نخواهد داد، لذا مهلت داد تا كعبه را بر سرآن ضد حق ويران كنند. از اين جريان به خوبى روشن مىشود كه ضديت با ولايت و امامت آنچنان مطرود است كه كسى كه ضد مقام رهبرى امام معصوم(ع)است و او را تنها مىگذارد و يارى نمىكند بلكه در قبال او موضع مىگيرد و خود، داعيۀ خام رهبرى را در سر مىپروراند، اگر به كعبه هم پناه ببرد از امان خاص الهى برخوردار نخواهد بود. از اين جهت است كه ملاقات امام(ع)و ادارك محضر ولىّاللّٰه به عنوام متمّم حج و مكمّل زيارت كعبه در دستورهاى اسلامى مطرح است:
«... عَنْ ابى جَعفرٍ(ع) قالَ تَمامُ الحجِّ لقاءُ الامام». 2