124
وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى الْعٰالَمِينَ »
1
. آنان مصطفاى الهى هستند. و چون وجود مبارك آدم روى كوه صفا ايستاد برابر همين بيت، از مصطفىٰ بودن آدم، اين كوه شده صفا. اين نكته است. و اگر كسى از اين كوه صفا، صفا بگيرد مصطفاى خدا خواهد شد. خداوند عدهاى را برمىگزيند. «اَللّٰهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلاٰئِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّٰاسِ » 2. خدا يك سلسله را به عنوان مصطفى و برگزيده دارد.
در باره مروه هم مشابه اين كه گفتم، حوّا - عليهاالسلام - كه مرأة بود آنجا قرار گرفت، از اينرو آن را «مروة» خواندند.
در بعضى از نقلها از ائمه - عليهم السلام آمده: - مرحوم ابن بابويه قمى - رضوان اللّٰه تعالى عليه - در كتاب مَن لا يحضره الفقيه و ديگران نيز نقل كردهاند - كهچرا كعبه، «كعبه» است. ظاهراً امامصادق - سلاماللّٰه عليه - فرمود: چون كعبه خانۀ مكعب شكلى است و شش سطح دارد يعنى چهار ديوار، يك سقف، و يك كف دارد، پس مكعب است و كعبه است. بعد فرمود: سرّ اينكه چهار ديوار دارد آن است كه بيتالمعمور داراى چهار ديوار و چهار ضلع است. بيتالمعمور داراى چهار ضلع است؛ براى اينكه عرش خدا داراى چهار ضلع است و عرش خدا داراى چهار ضلع است براى اينكه كلماتى كه معارف الهى بر آن كلمات استوار است چهار جمله است و آن: «سبحان اللّٰه» و «الحمدلِلّه» و «لاٰ اله الّا اللّٰه» و «اللّٰه اكبر»:
تسبيح است و تهليل، تحميد است و تكبير. 3 اين حديث، انسان را از عالم «طبيعت» به عالم «مثال» و از عالم مثال به عالم «عقل» و از عالم عقل به عالم «اله» آشنا مىكند.
معمولاً در كتابهاى اهل حكمت براى هر موجودى سه مرحله