120چون رسول خدا سخنى را بدون وحى نمىگويد پس بايد گفت كه به دستور خدا اين سلام را به مؤمنين ابلاغ كرده است. مؤمنين دو درجهاند:
عدهاى سلام را از خود پيغمبر تحويل مىگيرند، عدهاى هم از ذات اقدس اله. «وَ إِذٰا جٰاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ ». اين سلامى كه پيغمبر به مؤمنين دارد، مؤمنين آن را گاهى از پيغمبر تلقى مىكنند، و گاهى از ذات اقدس اله. پس دو مرتبه است.
تلبيه هم اينگونه است؛ يعنى معتمران و حاجيانى كه مىگويند:
«لبيّك»، گاهى دعوت خدا را پاسخ مىگويند، لذا مىگويند:
«لبيك ذا المعارج لبيك، لبيك مرهوباً مرعوباً اليكَ لبيّك، لبيّك لا مَعبود سِواك لبيّك». گاهى هم دعوت خليلِ حق را پاسخ مىدهند، مىگويند:
«لبيّك داعى اللّٰه، لبيك داعى اللّٰه». اين دو نحو است. اين سرّ تلبيه گفتن است.
وقتى زائر به بارگاه اله بار مىيابد، هر مشكلى كه دارد، چون درست لبيك گويد، مشكلش برطرف مىشود و برمىگردد. اينها را به عنوان سرّ گفتهاند.
گفتهاند كه صاحبدل واهل معرفتى با لباس ژنده و چركين به حضور صاحب مقامى بار يافت. به او گفتند:
با اين لباس چركين به پيشگاه صاحب مقام رفتن عيب است. در جواب گفت:
با لباس چركين به پيش صاحب مقام رفتن عيب نيست. با همان لباس چركين از حضور صاحب مقام برگشتن ننگ است؛ يعنى يك انسان وقتى به حضور صاحب مقام مىرسد، اگر صاحب مقام او را لايق ندانست و رد