104اگر كسى به حج موفق شد، زيارت خانۀ خدا نصيبش گرديد و برگشت و انسان صالحى شد، ديگر دستش به گناه و پايش به اشتباه دراز نشد، اين نشانۀ قبولى حج او است. و اگر بعد از زيارت خانۀ خدا باز تن به تباهى و گناه داد نشانۀ مردود بودن حجّش مىباشد. اين نكته مىتواند به نوبۀ خود بيانگر سر حج باشد. زيرا اسرار عبادتهاى ما در قيامت ظهور مىكند كه روز ظهور باطن است. در آن روز، هر انسانى مىفهمد كار او مقبول است يا مردود. و سرّ رد و قبول را هم مشاهده مىكند. نه تنها نتيجه را، كه دليل را هم مىبيند. در قيامت هم قبول و هم نكول مشهود است، همچنين هم سرّ قبول و هم سرّ نكول. چون روز ظهور حق و فاش شدن اسرار است «يَوْمَ تُبْلَى السَّرٰائِرُ» 1. اگر كسى در دنيا توانست به مرحلهاى برسد كه نظير قيامت بفهمد حجّش مورد قبول واقع شده يا نكول، اين شخص به گوشهاى از اسرار حج رسيده است، و قهراً سبب قبولى يا رد عمل را هم بررسى مىكند.
مضمون حديثى كه از وجود مبارك پيامبر(ص)رسيده اينست: اگر كسى خواست ببيند حج او مقبول است يا نه، ببيند بعد از برگشت از بيتاللّٰه، دست به گناه دراز مىكند يا نه؟ اگر گناه نمىكند نشانۀ قبولى حج است و اگر باز گناه انجام مىدهد نشانۀ مردود بودن آن مىباشد. اين معنا در ساير عبادتها نيز هست؛ مثلاً دربارۀ نماز گفته شد: «إِنَّ الصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ» 2. نماز يك حقيقتى دارد كه جلوى ارادههاى زشت را مىگيرد. گرچه خود نماز يك امر اعتبارى است ولى حقيقت آن يك امر تكوينى است. اگر كسى خواست كارى را انجام دهد مبادى نفسانى دارد، زيرا آن را مىفهمد تصديق پيدا مىكند، شوق و عزم و